دختران ایل

به راستی آن ایلی

که دختران سیه زلف و مردان جسورش

سکوت دلربای دامنه های پر مهر زاگرس را در هم می شکست

و غرش برنوها و شیهه ی اسبهای بیرق دم و سم فولادیش،

عطر بلهر و کیکم و جاشیرش هر دیوانه ای را رام می کرد

به چه گناهی به افسانه ها پیوست.

محمد بهمن بیگی

/ 0 نظر / 10 بازدید