برهنه به بستر بی کسی مردن تو از یادم نمی روی
خاموش به رساترین شیون آدمی تو از یادم نمی روی
گریبانی برای دریدن این بغض بی قرار تو از یادم نمی روی
سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی تو از یادم نمی روی
سوزن ریز بی امان باران بر پیچک و ارغوان تو از یادم نمی روی
تو......توبامن چه کرده ای که از یادم نمی روی؟!
سید علی صالحی
دیرآمدی...... دُرست!
پرستار پروانه و ارغوان بودهای درست!
مراقب خواناترین ترانه از هق هق گریه بوده ای درست!
راز دار آواز اهل باران بوده ای درست!
خواهر غمگین ترین خاطرات دریا بوده ای درست!
اما از من و این اندوه پر سینه بی خبر چرا؟
آه که چقدر سر انگشت خسته بر بخار این شیشه کشیدم.
چقدر کوچه را تا باور آسمان و کبوتر تا خواب سرشاخه در شوق نور
تا صحبت پسین و پروانه پاییدم و تو نیامدی!
من از همان اول باران بی قرار می دانستم
دیدار دوباره ما میسر است.......ری را!
مرا نانی و آبی و علاقه عریانی
ترانه خردی توشه قناعتی بس بود
تا برای همیشه با اندکی شادمانی شبی از خواب تو سر کنم.
سید علی صالحی
| Check Page Rank of any web site pages instantly: |
| This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service |

نظرات ()