لیدوما

چهارمین شهر بزرگ هخامنش

 
نامه ای به یک فاحشه !
نویسنده : فریاد - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱۱
 

نامه ای به یک فاحشه !

راستی روسپی!

 از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! 

مگر هردو از یک تن نیست؟ 

بفروش !

 تنت را حراج کن…

 من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان،

 شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین. 


 
 
بخت
نویسنده : فریاد - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱۱
 

هی بخت بیدار من

عصا میخواهی چه کنی؟

 تو سرت شکسته است


 
 
علم بهتر است یا ثروت
نویسنده : فریاد - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٦
 

کودکی که می داند:

گریه های مادرش

دست های پینه بسته ی پدرش

همه از بی پولی است

چگونه در مدرسه

بنویسد علم بهتر از ثروت است؟

چگونه!!!؟

 


 
 
زندگی..
نویسنده : فریاد - ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٩
 

هر چند که توی ایران زمان زیاد اهمیت نداره و لی هراز گاهی می شنیدم از بعضی ادما که می گفتن وقت کم داریم یا وقت نمیکنیم..البته خوب این در مورد همه ادما صدق نمیکنه بعضی ها تنبلی شونو و بعضی ها واسه کلاس گذاشتن از این حرفا می زنن..ولی خوب حالا متوجه شدم بعضی ها هم واقعا راست می گن....

خیلی وقتا واقعا وقت نمی کنم که به وبلاگم سر بزنم و بروزش کنم..معمولا شبا به یادش میافتم می گم فردا اول صبح این کارو می کنم ولی بازم میره تا چند شب دیگه...از همه دوستانم که لطف دارن و هنوز به وب من سر می زنن صمیمانه تشکر میکنم و از همین جا غذر خواهی میکنم..

 


 
 
باران
نویسنده : فریاد - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩
 

بزن باران به یاد هر چه خوبی است...

کاشکی مثل باران که می بارد و سیاهی ها و کثیفی ها رو پاک می کنه یه بارونی هم میامدو دل ادمارو تمیز می کرد.

یه بارونی میومدو چهره زشت بی عدالتی رو شست شو می داد و رنگ زیبای عدالت نمایان می شد.

یه بارونی بود که ظلم و جور وستم رو پاک می کرد.

یه بارونی بودتا اگه نمی تونست همه رو برابر کنه حداقل ها رو به هم می رسوند.

یه بارونی بود تا بازم عاشق می شدیم

یه بارونی بود تا...


 
 
مهرماه
نویسنده : فریاد - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٧/۳
 

مهر ماه که میشد همش ازحال و هوای مهرماه دبستان می نوشتم با این حال که راهنمایی و متوسطه و حتی دانشگاه هم حال و هوای خوب خودشو داشت...

بازم امسال مهرماهش حس و حال خودشو داره...درست که بزرگ شدیم ولی بازم امسال که دوباره دانشگاه قبول شدم عین همون مهرماه های بچگی ام استرس درس و کلاس و جزوه و استاد و دارم...


 
 
جملات قصار...
نویسنده : فریاد - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۳٠
 

خیلی ها طواف نمی کنند

فقط خدا رو دور می زنند.

 

حتی اگر گاو هم باشی درصورتی که در جای مناسب قرار بگیری کسانی پیدا می شوند که تو رابپرستند.

 

روزانه هزاران انسان به دنیا می آیند

اما نسل انسانیت در حال انقراض است.


 
 
بنی آدم..
نویسنده : فریاد - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۸
 

به این نتیجه رسیدم

که بنی آدم ابزار یکدیگرند


 
 
برام هیچ حسی شبیه تو نیست...
نویسنده : فریاد - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢
 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه

تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

از این عادت باتو بودن هنوز

ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز

اگه بی تو باشم منو میکشه

یه وقتایی انقدر حالم بده

که میپرسم از هر کسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من

همه شهر میگرده دنبال تو

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه


 
 
اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد!
نویسنده : فریاد - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۳/٢٥
 

در سرزمین من

هیچ کوچه ای

به نام هیچ زنی نیست

و هیچ خیابانی …

 

بن بست ها اما

فقط زنها را می شناسد انگار...

 

در سرزمین من

سهم زنها از رودخانه ها

تنها پل هایی است

که پشت سر آدمها خراب شده اند...

 

اینجا

نام هیچ بیمارستانی

مریم نیست

تخت های زایشگاهها اما

پر از مریم های درد کشیده ای است

که هیچ یک ، مسیح را

آبستن نیستند ...

 

 

من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد ...!!!

 

 

نمی دانم چرا شعار از
لیاقتم ،صداقتم ،نجابتم و ... می دهی

 

روی حرفم، دردم با شماست

اگر زنی را نمی خواهید دیگر

یا برایش قصد تهیه زاپاس را دارید

به او مردانه بگو داستان از چه قرار است

آستانه ی درد او بلند است .

...یا می ماند

یا می رود!

هر دو درد دارد!

اینجا زمین است

حوا بودن تاوان سنگینی دارد


 
 
متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
نویسنده : فریاد - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٥
 

اعلامیه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصویب رسیده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکیل می دهد که مسئولیت ساخت آن بر عهده ی ملل متحد است.

دیباچه

 از آن جا که شناسایی حیثیت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛

از آن جا که نادیده گرفتن و تحقیر حقوق بشر به اقدامات وحشیانه ای انجامیده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پیدایش جهانی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد ، و از ترس و فقر فارغ باشند ، عالی ترین آرزوی بشر اعلام شده است ؛

از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکمیت قانون حمایت شود تا انسان به عنوان آخرین چاره به طغیان بر ضد بیداد و ستم مجبور نگردد ؛

از آن جا که گسترش روابط دوستانه میان ملت ها باید تشویق شود ،

از آن جا که مردمان ملل متحد ، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و حیثیت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان  ، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پیشرفت اجتماعی یاری رسانند و بهترین اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاینده به وجود آورند ؛

از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعایت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمین کنند ؛

از آن جا که برداشت مشترک در مورد این حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل این تعهد کمال اهمیت را دارد ؛

مجمع عمومی

این

اعلامیه جهانی حقوق بشر

را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به یاری آموزش و پرورش ، رعایت این حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابیر فزاینده ی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در میان خود مردمان کشورهای عضو و چه در میان مردم سرزمین هایی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمین کنند.

ماده ی 1

تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و باید با یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتار کنند.

ماده ی 2

هر کس می تواند بی هیچ گونه تمایزی ، به ویژه از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دین ، عقیده ی سیاسی یا هر عقیده ی دیگر ، و همچنین منشاء ملی یا اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر وضعیت دیگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در این اعلامیه بهره مند گردد.

به علاوه نباید هیچ تبعیضی به عمل آید که مبتنی بر وضع سیاسی ، قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه این کشور یا سرزمین مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خودمختار باشد ، یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →
 



← صفحه بعد صفحه قبل →