نویسنده :
فریاد - ساعت ۳:٥٢ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
ای کسانی که مسئول کفن و دفن من هستید
هنگامی که مردم
تکه یخی بر روی خاکم بگذارید
هر روزه بعد از طلوع آفتاب
تا با آب شدنش روی خاکم
گمان کنم
که کسی که من به یادش بودم به یادم گریه می کند!
نویسنده :
فریاد - ساعت ۳:٢۳ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
اما آن گاه که چشم می گشایم و می بندم،
آن گاه که پاهایم می روند و باز می گردند،
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر.
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.